الملا فتح الله الكاشاني
209
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
قوله لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ مرويست كه رسول صلَّى اللَّه عليه و آله كعب ابن اشرف و كعب بن اسيد و غير ايشان را از عقاب بترسانيد گفتند كه ما را چه مىترسانى هر چند ما گناه كنيم خدا ما را عفو كند زيرا كه ما پسران اوئيم * ( وَأَحِبَّاؤُه ) * و دوستان او و خداى هرگز پسر و دوست خود را عذاب نكند بلكه غضب او مانند غضب پدر باشد بر ولد حقتعالى فرمود كه اى محمد ( ص ) * ( قُلْ ) * بگو در جواب ايشان كه قايل اين قولند كه اگر سخن شما بحسب فرض راستست * ( فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ ) * پس چگونه عذاب مىكند خداى شما را * ( بِذُنُوبِكُمْ ) * بگناهان شما و آن عذاب شما بقتل است در دنيا و اسر و مسخ و در آخرت باعتراف شما كه اياما معدودات خواهد بود پس اگر پسر او ميبوديد شما را عذاب نمىكرد زيرا كه پدر پسر را بقتل و اسر و مسخ و آتش عذاب نكند و دوست نيز عقوبت و عذاب دوست را روا ندارد و چون شما معترفيد به عذاب و عقوبت دنيا و آخرت نسبت بشما پس نه پسر اوييد و نه دوست او * ( بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ ) * بلكه شما آفريدگان اوييد * ( مِمَّنْ خَلَقَ ) * از آنهايى كه خدا آفريده است يعنى مانند ساير بنى آدم كه بر بدى و نيكى پاداش خواهند يافت * ( يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ ) * ميآمرزد خداى هر كه را مىخواهد و آنها اهل ايمانند كه بوحدانيت الهى و نوبت جميع پيغمبران او گرويدهاند * ( وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ ) * و عذاب مىكند و هر كه را ميخواهد و آنها مشركانند مراد آنست كه حق تعالى با شما معاملهء ساير مردمان مىكند بدون مزيتى كه شما را بر ايشان باشد * ( وَلِلَّه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * و مر خداى راست پادشاهى آسمان و زمين و حكم فرمودن در آن و در اين * ( وَما بَيْنَهُما ) * و پادشاهى آنچه در ميان آسمان و زمين است * ( وَإِلَيْه الْمَصِيرُ ) * و بسوى او است بازگشت همه يعنى ما سوى نزد او مساويند در آنكه خلق و ملك اويند پس محسن را باحسان و مسيء را باسائة پاداش خواهد داد بدون رجحان بعضى بر بعضى و بعد از آن خطاب باهل كتاب مىكند بر سبيل التفات بقوله * ( يا أَهْلَ الْكِتابِ ) * اى يهود و نصارى * ( قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا ) * بدرستى كه آمد بسوى شما فرستاده ما يعنى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله * ( يُبَيِّنُ لَكُمْ ) * در حالتى كه روشن ميگرداند براى شما را حق را كه دين اسلام است حذف مفعول بجهة ظهور آن است و يا آنكه مفعول آن ما كنتم تخفون من الكتاب و حذف آن به جهت تقدم ذكر آن و ميتواند